جلسه هفتم
 

بسمه تعالی

صورتجلسه هفتمین نشست هم اندیشی استادان دانشگاه علوم پزشکی فسا

 

موضوع جلسه : فرزندآوری در اسلام و تحکیم خانواده

 

مکان جلسه : تالارنحوی دانشگاه            زمان جلسه :20/11/93

 

    جلسه با تلاوت آیات پربرکتی از کلام ا... مجید آغاز گردید و پس از تلاوت سرود جمهوری اسلامی ایران ، حجة الاسلام والمسلمین دکتر رجائی مسئول دفتر نهاد رهبری در دانشگاه پس از عرض خیرمقدم و خوشامدگوئی به اساتید و حاضرین جلسه را آغاز نمودند . ایشان اهمیت فرزندآوری و تحکیم خانواده را چنین مطرح نمودند :

   در سبک زندگی اسلامی ایرانی، خانواده با وجود فرزندان تعریف می‌شود و فرزندآوری بسیار مهم است. علاوه بر آن نحوه ارتباط پدر و مادر و اهمیت با هم بودن و در کنار هم بودن اعضای خانواده از دیگر وجوه تمایز سبک زندگی اسلامی ‌با سبک زندگی غربی است. خانواده‌های ایرانی به علم‌آموزی بسیار اهمیت می‌دهند و جایگاه علم و دانش در فرهنگ ما بسیار مهم است.

ایشان اظهار داشتند : که پس از انقلاب در سخنرانی‌های امام خمینی ( ره ) بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران و حضرت آیت ا... خامنه ای مقام معظم رهبری ، جایگاه و اهمیت سبک زندگی اسلامی و خانواده بارها مورد تاکید قرار گرفت. در این راستا نهادهایی نیز در جهت تقویت و تحکیم بنیان خانواده تشیکل شد. از سال 86 روز 25 ذیحجه به عنوان روز خانواده و تکریم بازنشستگان در تقویم رسمی کشور درج شده است.علت انتخاب این روز شأن نزول آیه «هل اتی» در سوره الانسان که راجع به خانواده و استحکام پایه‌های آن است، عنوان شده است. سوره هل اتی در روز 25 ذیحجه در شان اهل بیت پیامبر (ص) نازل  شد که پس از سه روز روزه و انفاق افطار خود، از طرف خداوند اطعام شدند.اما در شورای فرهنگ عمومی اتفاق نظر بر این بود که روز بازنشستگان با یک روز در تقویم رسمی کشور تلفیق شود که بهترین روز برای این منظور روز 25 ذیحجه یعنی روز خانواده بود.

    سبك زندگي اصطلاحی که از سوی مقام معظم رهبری در جمع جوانان استان خراسان شمالی مورد تاکید قرار گرفته و از آن زمان به عنوان یکی از کلید واژه های محافل علمی و اجتماعی بیشتر مطرح شد؛ طبق نظر معظم له سبک زندگی يعني رفتار اجتماعي و شيوه‌ي زيستن که آشنایی با آن از دو جهت معنوی و مادی برای انسان ضرورت دارد؛ علاوه بر اینکه شرط رسیدن به تمدن اسلاميِ نوين می باشد و ایمان لنگرگاه اصلی انتخاب سبک زندگی خواهد شد. مصادیق متعددی نیز از سوی مقام معظم رهبری برای سبک زندگی شمرده شده که تقریبا همه جنبه های زندگی انسان را در بر می گیرد از نحوه رفتار با همسر و فرزندان در خانواده گرفته تا مسأله‌ نوع مسكن، نوع لباس، نوع خوراك، نوع آشپزي، تفريحات و مسأله خط، زبان،  كسب و كار، و نوع رفتار با دوست و دشمن که  بخش­هاي اصلي تمدن بوده و متن زندگي انسان است.

    در اسلام همه چیز از خانواده آغاز می‌شود ،اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز بیشترین عنایت و توجه را به تحکیم خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون آسایش ، مودت و رحمت می شمارد. لذا سعادت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد خانواده می داند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای مادی، معنوی و عاطفی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش برمی شمارد . برای حفظ و تحکیم نهاد مقدس خانواده باید برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها در تمام سطوح آینده نگرانه و الهام گرفته از بینش الهی و در راستای مصالح خانواده باشد. جایگاه و محوریت خانواده در سبک زندگی اسلامی- ‌ایرانی نسبت به کشورهای دیگر، جایگاه متفاوتی است. در سبک زندگی اسلامی ایرانی، خانواده با وجود فرزندان تعریف می‌شود و فرزندآوری بسیار مهم است. علاوه بر آن نحوه ارتباط پدر و مادر و اهمیت با هم بودن و در کنار هم بودن اعضای خانواده از دیگر وجوه تمایز سبک زندگی اسلامی ‌با سبک زندگی غربی است. خانواده‌های ایرانی به علم‌آموزی بسیار اهمیت می‌دهند و جایگاه علم و دانش در فرهنگ ما بسیار مهم است.

در تشکیل خانواده در اسلام زن در سبک زندگی ایرانی اسلامی ‌و پیاده کردن این سبک جایگاه محوری دارد. در خانواده‌های ایرانی محوریت جایگاه مادر و خانواده بیش از بقیه است. جریان‌های فرهنگی ما مانند هنر و ابزارهای دیگر، به همین جهت باید بتوانند قدرت اقناع زنان در حوزه فرهنگ را داشته باشند.به همین سبب وقتی سخن از خانواده به میان می آید ناخودآگاه در ذهن  راس این خانواده مطمئنا مادر است زیرا خانواده با محبت شکل می گیرد که سرچشمه اصلی این محبت مادر است. همچنین بازنشستگی، حادثه مهمی در چرخه زندگی فرد است و افراد باید قادر به پذیرفتن این اندیشه شوند که می توانند به طور موفق و با سربلندی به عنوان یک فرد کامل، بدون آنکه اشتغالی داشته باشند، به زندگی ادامه دهند. این دوران، امکان تصمیم گیری گسترده ای را در مورد زندگی شخص فراهم می آورد که اگر این تصمیمات خوب اتخاذ شوند، فرد، سازمان و جامعه در مجموع متنفع می گردند که خانواده در پذیرش یک بازنشسته بر این موضوع که او از کار بازنشسته شده نه از زندگی نقش بسزایی دارد.

  در ادامه استاد غزنوی یکی از اساتید برجسته دانشگاه در گروه معارف به عنوان سخنران مدعو در جلسه سخنرانی جامعی را درباره فرزندآوری و تحکیم خانواده به شرح زیر ارائه نمودند :

   بسیاری از جمعیت جوان فعلی ازدواج کردند اما وضعیت اقتصادی به گونه‌ای است که نمی‌توانند برای آینده خود و فرزندشان برنامه‌ریزی کنند، ببینید چند تا از زوجین در سال‌های اول ازدواج خود بچه‌دار می‌شوند که این موضوع امروز به 5 سال به بالا رسیده است و دلیل آن هم این است که بسیاری از زوجین به این فکر هستند که اجازه دهیم چندسال اول ازدواج، خود را جمع و جور کنیم تا امکان پس‌اندازی داشته باشیم و بعد بچه‌دار شویم.

وی اضافه کرد: اگر به درون خانواده برویم اکثر زنان جامعه ما تحصیل‌کرده و شاغلند و ورودی دانشگاه‌ها بیشتر خانم‌ها هستند، با این وجود زوجینِ امروز را زن و شوهر شاغل تشکیل می‌دهند؛ اینها به دنیا آوردن فرزند اول را هم مشکل دارند چون زن و شوهر سرکار هستند؛ از طرفی سیستم‌های تشویقی مثل مرخصی دوره زایمان و مرخصی برای آقایان در سیستم‌های دولتی که پشتوانه آن قانون تصویب‌ شده مجلس است به سختی اجرا می‌شود و در بخش‌های خصوصی که اجرا نمی‌شود و بخش اعظمی از همین شاغلان در بخش خصوصی کار می‌کنند. ایشان نقطه نظرات خود را درباره اهمیت فرزندپروری طبق عناوین زیر شرح دادند :

جایگاه فرزند در اسلام

اگرچه خودداری از داشتن فرزند، گرایشی است که با تأثیرپذیری از فرهنگ غرب به وجود آمده و متأسفانه در جوامع اسلامی نیز طرفدارانی یافته است، با نگاهی به آموزههای دینی بهطور قطع فرزندان میتوانند تأثیرات مثبت و سازندهای در زندگی والدین داشته باشند.

از نظر اسلام، فرزندان از ارکان مهم خانواده محسوب میشوند. در کلمات و سیره ائمه صلواتاللهعلیهماجمعین نگرش مثبتی به فرزند وجود دارد و در روایات از فرزند با تعابیری چون: میوه دل، نور دیده (1)، مایه خوشبختی (2)، کسی که انسان را یاری میکند (3) و نیز مایه ثواب و پاداش اخروی (4) و رحمت و غفران الهی (5) یاد شده است. از این رو در روایات به داشتن فرزند توصیه فراوان شده است. (6)

در برخی تعابیر آمده است که فرزند مایه خوشبختی خانواده است و از سعادت افراد این است که فرزند یا فرزندانی داشته باشند که در اخلاق و رفتار و شکل، ظاهری شبیه آنها داشته باشند. (7)

از مجموع آیات و روایات استفاده میشود که فرزندان مواهب و نعمتهای خداوندی به والدیناند. (8)

پدر و مادرها اگر به وظایف خود در قبال آنها بهدرستی عمل کنند، میتوانند از این نعمتهای خداوندی همچون سایر نعمتها بهرهمند شوند.

نگرش منفی غرب درباره فرزند

از میان تغییرات صورت گرفته در دهههای اخیر جامعه غرب، احتمالاً تغییرات به عمل آمده در نهاد خانواده، استثناییترین آنها بوده است. بر اثر تغییرات مهم در اوضاع اقتصادی، اجتماعی و پیدایش مفاهیم نوین راجع به آزادی خصوصی و تجدید نظر در خصوص عقاید مذهبی دیرین، درباره توالد و تناسب، وسعت خانواده به سرعت رو به نقصان گذاشته است. در جامعه غربی مدام از تعداد کودکان کاسته میشود. پژوهشها نشان میدهد تعداد زوجهایی که بدون فرزند روزگار میگذرانند، از دهه 1950 تاکنون روندی فزاینده داشته است.

امروزه فرزند در غرب، پدیده منفی و مزاحم به حساب میآید و شگفت این که مردم به حیوانات بیشتر دلخوش کردهاند تا به فرزند!

شکل غربی خانواده، همگام با پیشرفت تمدن مادی مدرن، گسترش عالمگیر یافته است. غربگرایی موجب شده است که از نقش مثبت فرزندان کاسته شود و علاقه به داشتن فرزند که در فرهنگ سنتی و دینی موجب افزایش همبستگی بود، از بین برود.

تغییری که در نگرش به فرزند ایجاد شده، در واقع ناشی از این بینش خاص غربی است که اقتصاد و خوشگذرانی و زندگی مرفه را هدف نهایی میدانند و هر چه را که مانعی بر راه آن محسوب شود، از میان برمیدارند. شاید انگیزه اکثر افراد غربزده در این مسأله با انگیزه اعراب جاهلی - که از ترس مسائل مالی بهعنوان یکی از دلایل، دختران و فرزندان خود را زنده به گور میکردند - تفاوتی نداشته باشد.

پژوهشها نشان میدهد که زنان و شوهران جوان، عمدتاً به دلیل مشکلات اقتصادی و روحیه رفاهطلبی و خوشگذرانی، از داشتن فرزند امتناع میورزند.

برخی نیز به دلیل مشکلات تربیتی از داشتن فرزند اکراه دارند. بیماریها، اختلالات روانی و بزهکاریهای اجتماعی از دیگر عوامل رویگردانی والدین از داشتن فرزند است. وقتی دست اندرکاران بهداشت روانی، آمارهای وحشتناک و روز افزون کودکان و نوجوانانی را که از مشکلات عجزآور روحی رنج میبرند، یا آنهایی را که قربانی اعتیاد میشوند و یا دست به خودکشی میزنند، ملاحظه میکنند، اظهار دارند که همه اینها تقصیر پدر و مادرهاست. رهبران سیاسی و مأموران قانون هم پدر و مادرها را برای پرورش نسلی ناسپاس، عصیانگر، متعرض، خرابکار سرزنش میکنند. بنابراین، داشتن یک نوزاد و به عهده گرفتن مسئولیت کامل جسمی و روانی او و تربیت او به صورت انسانی کارآمد، همآهنگ با اجتماع و مسئول، باری بسیار بزرگ را بر دوش والدین میگذارد؛ چیزی که اکثر والدین آمادگی آن را ندارند و در نتیجه از اصل داشتن فرزند صرف نظر میکنند.

تنفر از فرزند به دلیل مشکلات تربیتی، اختصاص به زمان ما ندارد، بلکه ریشههای آن به زمانهای بسیار دور برمیگردد. حتی در زمان ائمه اطهار علیهمالسلام نیز این گرایش وجود داشته است. در یکی از روایات از بکر بن صالح نقل شده است که:

به امام رضا علیهالسلام نامه نوشتم که من پنج سال است از بچهدار شدن خودداری کردهام و بهخاطر این است که همسرم فرزند نمیخواهد و میگوید تربیت فرزند سخت است، شما چه میفرمایید؟ حضرت در جواب نوشتند: طلب فرزند کنید که خدا رزق فرزندان را میرساند. (1)

اهمیت فرزند از نظر روانشناسان

اغلب روانشناسان، وجود فرزند در خانواده را بهعنوان عامل اصلی در سازگاری اجتماعی- عاطفی در نظر میگیرند. این دیدگاه بسیار گسترده است و تاریخچهای طولانی دارد.

روانشناسان در خانوادهدرمانی ساختنگر و سیستمی به روابط خانوادگی و الگوهای تعاملی بین اعضای خانواده پرداخته و مفهوم «فرزند» را در نظرات خود راجع به خانواده وارد کردند.

اخیراً روانشناسان بالینی و متخصصان بهداشت روانی به این نتیجه رسیدهاند که وجود فرزند با عملکرد مناسب خانواده مرتبط است.

امروزه در وجوه مختلف پژوهشهای مربوط به خانواده به نقش مثبت فرزند تأکید میشود. هیچ کس تا وقتی بچهدار نشود و او را عاشقانه دوست نداشته باشد، نمیتواند معنای واقعی زندگی را درک کند.

بیفرزندی در خانوادهها یک فضای خالی را به وجود میآورد و باعث تضاد میشود. از این رو، برخی روانشناسان به آثار وجودی فرزندان در خانواده اشاره نموده و معتقدند فرزندان میتوانند تأثیرات مثبت و سازندهای در زندگی والدین داشته باشند.

پژوهشهای بعدی که عمدتاً از سوی متخصصان بهداشت روانی و روانشناسی خانواده انجام شده، به عقاید مربوط به نقش مثبت فرزند در خانواده، اعتبار تازهای بخشیده است و علاقه به تأثیرات مثبت فرزند در خانواده به صورت نظاممند مطرح شد.

از آن پس اندیشه فرزندآوری، ارتباط با جنین در طول دوره بارداری، آمادگی برای پدر یا مادر شدن و نیز دلبستگی به فرزند در تحقیقات مختلف بررسی شد. پژوهشها نشان داد که فرزندان با تولد خویش افقهای تازهای را در پیش روی والدین خود قرار میدهند و موجبات رشد و تعالی در زندگی خانوادگی را فراهم میآورند. روابط بین والدین و کودک را میتوان به عنوان نظام یا شبکهای از عوامل و بخشهایی دانست که در واکنشهای متقابل با یکدیگرند. بیشک در بهداشت روانی خانواده، ادراک، نگرشهای عاطفی همسران راجع به هم و نیز راجع به فرزندان از اهمیت خاصی برخوردار است. نگرش والدین نسبت به فرزندان میتواند در تحکیم خانواده تسهیلکننده یا بازدارنده باشد.

اندیشه فرزندآوری و سلامت روانی خانواده

در این قلمرو پژوهشهایی وجود دارند که اندیشه فرزندآوری را بهعنوان یکی از فرآیندهای زیربنایی در نظر گرفتهاند.

قرآن در وصف مؤمنان میگوید:

«آنها کسانی هستند که در مناجات خویش با پروردگارشان میگویند: از همسران ما مایههای نور و روشنایی چشم قرار ده.» (1)

در دعای شب زفاف در عروسی نیز آمده است:

«خداوندا! از این وصلت و پیوند، فرزندی عطا فرما که سالم و پاک و باهوش باشد.» (2)

اندیشه فرزندآوری یکی از نشانههای سلامت روانی خانواده محسوب میشود؛ از این رو در روایات به ازدواج با افرادی که توان فرزندآوری را دارند، توصیه شده است. (3)

 

پیوندها

آموزش مجازی
ثبت نام ازدواج دانشجویی
کانال تلگرام دانشجویان علوم پزشکی فسا

سایت حضرت آیت الله خامنه ای - kamenei.ir

دانشگاه علوم پزشکی فسا